تبليغاتX
سپید - باراک اوباما ؛ تغییر در جبهه

باراک اوباما ؛ تغییر در جبهه

نگاهی کوتاه به مسائل پیش روی سیاست خارجی اوباما در خاورمیانه

( مهدی حقیقت خواه )

باراک اوباما 20 ژانویه 2009 ، در قالب 44 مین رئیس جمهور ایالت متحده ، گام در کاخ سفید می گذارد . در حالی که دغدغه های بسیاری برای آینده ی آمریکا دارد . او وارث چالش های داخلی و خارجی زیادی است که از بوش به او به ارث رسیده . وی در حالی کارش را شروع می کند که عراق به عنوان بزرگ ترین چالش پیش روی او به مردابی برای کشورش تبدیل شده . هنوز پرونده ی هسته ای ایران به سرانجامی نرسیده . ایرانی که - به گفته های غربی ها – به دنبال سلاح هسته ای است . اوضاع در غزه روز به روز بحرانی تر می شود و هیچ کدام از طرح های صلح پشت سر گذاشته جواب نداده است . عملیات های تروریستی روزانه در جهان ، جان هزاران نفر را می گیرد . هنوز هند و پاکستان و افغانستان بر سر مبارزه با تروریسم به راه حل مشترکی دست نیافته اند و البته روسیه و چین هم مشکل دیگری هستند که اوباما و دست یارانش باید به آن فکر کنند . به راستی برنامه های اوباما برای حل این مشکلات پیش رو چیست ؟ در ادامه به بررسی کوتاه مسائل و مشکلات سیاست خارجی اوباما در خاورمیانه خواهیم پرداخت .

عراق : " این بحثی است که من و سناتور مک کین در مورد آن اختلاف اساسی داریم . زیرا به نظر من اولین سوال این است که آیا ما باید اصلاً درگیر این جنگ می شدیم ؟ " او راست می گوید . اوباما از اول هم با حمله به عراق مخالف بود . اکنون نیز به شدت بر طبل خروج از عراق می کوبد . چرا که او معتقد است " ما تا این جا 600 میلیارد دلار خرج کرده ایم و این مبلغ به زودی به یک تریلیون دلار خواهد رسید . ما 4000 نفر کشته داده ایم و 30 هزار نفر در این جنگ زخمی شده اند . و مهم تر از این همه این که القاعده الآن قوی تر از هر زمانی پس از 2001 شده است " . در طول 6 سال گذشته اولویت اول سیاست خارجی ایالات متحده عراق بود . اوباما نه تنها باید این سیاست را دنبال نکند ، بل که باید هر چه سریع تر به خروج نیرو ها از عراق کمک کند . بدون شک خروج نیروهای ایالات متحده از عراق – البته به تدریج – و سپردن عراق به عراق ، به ترین راه حل مشکل پیش روی ایالات متحده خواهد بود . عراقی که باید هر چه سریع تر مشکلات قومی – مذهبی خود را پشت سر گذاشته و به سوی یک حکومت با ثبات حرکت کند .

ایران : این کشور،چالش سنتی ایالات متحده در جهان در 30 سال گذشته بوده است.ایران در طول سال های گذشته توانسته به قدرتی منطقه ای و تأثیر گذار در مناسبات بین المللی تبدیل شود . ماشین روند حرکت قدرت هسته ای شدن ایران به تند ترین شکل ممکن در حال پشت سر گذاشتن جاده های پیش روست . هم کاری های گسترده ی ایران با روسیه و چین ، سرمایه گذاری های فراوان این کشور در منطقه ی آمریکای لاتین و البته شروع هم کاری با کشور های عضو شورای هم کاری خلیج فارس ، زنگ خطر را برای آمریکا به صدا درآورده است . روی کرد اوباما در قبال ایران همیشه دوگانه بوده است . در حالی که او اعلام کرده که طرف دار مذاکره – آن هم از نوع مستقیمش – با ایران است ولی می گوید که هیچ گاه گزینه ی حمله ی نظامی را کنار نگذاشته است. " سوال بزرگ این خواهد بود که اگر ایران نسبت به این فشارها از جمله تحریم های اقتصادی که امیدوارم در صورت عدم هم کاری های آن ها اعمال شود ، مقاومت کرد ، در چه زمانی ما دست به عمل نظامی می زنیم و آیا اصولاً این کار را می کنیم یا نه ؟ " (2004) از سویی اوباما در سخن رانی خود در کمیته ی روابط عمومی اسرائیل در آمریکا ( 2007) استراتژی خود در قبال ایران را " مذاکره ی مستقیم با ایران مشابه جلساتی که ما در اوج جنگ سرد با شوروی ها داشتیم " معرفی می کند و از سوی دیگر در ژوئن 2008 اعلام می کند " هیچ تهدیدی بزرگ تر از ایران برای اسرائیل و صلح و ثبات منطقه وجود ندارد "

در مجموع به نظر می رسد اوباما دست به تحریم های گسترده ی اقتصادی علیه ایران بزند ؛ اگر ایران متقاعد به کنار گذاشتن روند غنی سازی نشود .

البته تنها راه برای ساکت کردن اسرائیل و ممانعت از حمله ی بازدارنده ی آن ها به ایران ، مجهز کردن ارتش این رژیم به انواع موشک های دوربرد و بالستیک است . به این ترتیب ، اسرائیل هم از توهم حمله ی ایران به این رژیم در خواهد امد .

روابط اسرائیل با کشور های عرب منطقه و حماس و حزب ا... : بیش از نیم قرن از حضور اسرائیل در خاورمیانه می گذرد و در این مدت ، هیچ گاه ایالات متحده از حمایت های خود نسبت به این رژیم دست بر نداشته است . در این میان وجود حماس در فلسطین و مبارزات مظلومانه ی این جنبش علیه اسرائیل و البته مخالفت های فراوان حزب ا... به عنوان جنبشی شبه نظامی در لبنان با سیاست های غاصبانه ی او ، مشکلات این رژیم را روز به روز بیش تر کرده است . البته محبوبیت حزب ا... – مخصوصاً پس از پیروزی در جنگ 33 روزه – در میان کشور های اسلامی و البته عربی ، بر این مشکلات افزوده است . موفقیت این جنبش در آزادی اسرای در بند خود و نیز نقش محوری حزب ا... در معادلات سیاسی لبنان ، هم کاری های رو به جلوی لبنان و سوریه ، حمایت های ایران از حزب ا... و مقاومت مردم فلسطین در برابر حملات اسرائیل ، تنها گوشه ای از مشکلات اسرائیل و البته ایالات متحده در منطقه به شمار می رود . البته به همه ی این ها باید مشکلات داخلی اسرائیل و روند نا موفق صلح بین اسرائیل و دولت خود گردان فلسطین را اضافه کرد .

سیاست ایالات متحده در قبال اسرائیل همیشه حمایت قاطع و بی چون و چرا بوده و البته اوباما نیز چون رؤسای جمهور سابق این کشور ، چنین سیاستی را دنبال خواهد کرد . اوباما در سال 2006 و در اوایل حضورش در سنا ، از حامیان قانون ضدّ فلسطین بود . در بخشی از این قانون به اعضای جامعه ی بین المللی فراخوان می دهد که از تماس و حمایت مالی سازمان تروریستی – مشخصاً حماس – بپرهیزند ؛ مگر این که اسرائیل را به رسمیت بشناسد ، خشونت را محکوم کند ، خلع سلاح کند و توافقات پیشین ، از جمله نقشه ی راه را بپذیرد .

او هم چنین در سخنانی جنجالی در ژوئن 2008 اعلام کرد که " اورشلیم همیشه پای تخت اسرائیل باقی خواهد ماند و باید تقسیم نشده باقی بماند " .

عده ای از صاحب نظران در ایالات متحده و از جمله ی اینان ریچارد هاس (رئیس شورای روابط خارجی این کشور) معتقدند که " در خصوص مناقشه ی میان اسرائیل و فلسطین ، تنها راه ، یافتن راه کاری سریع برای دو کشور مستقل در کنار هم است . امری که تحقق آن چندان هم آسان نیست ... در شرایط فعلی تمامی تلاش های جامعه ی جهانی برای نزدیکی مواضع دو طرف به هم ، نوعی سرمایه گذاری برای روزی است که دامنه ی اختلافات به حدّاقل خود رسیده باشد . "

به نظر می رسد برگزاری کنفرانس های مختلف زیر نام های آناپولیس ، ادیان ، صلح و ... در راستای اجرای چنین سیاست توهم آمیزی باشد . ( البته این پیش نهاد امری ناعادلانه بوده و بدون در نظر گرفتن حقّ واقعی مردم فلسطین ارائه می شود)

افغانستان و پاکستان : از دید اوباما ، پای گاه اصلی مبارزه با تروریسم افغانستان است و نه عراق . چرا که از ابتدا هدف ایالات متحده برای مبارزه با تروریسم ، جلوگیری از زیادی خواهی های القاعده و طالبان بود ، نه سرنگونی صدام . " بیش از یک سال است که من تقاضای نیروی بیش تری برای افغانستان دارم . زیرا همان طور که آمار نشان می دهد ، وضعیت آن جا دائماً بد تر می شود . در سال گذشته ، نیروهای ما ، بیش ترین آمار کشته را از سال 2002 تا کنون داشتند . فرمان ده های ما می گویند که نیروهای ما برای حلّ مسأله کم هستند . در حال حاضر نیروهای ما در عراق یک چهارم نیروهای ما در افغانستان است . در عراقی که هیچ ربطی به 11 سپتامبر نداشت . این یک اشتباه استراتژیک است . زیرا سرویس های اطلاعاتی ما اعلام کرده اند که القاعده بزرگ ترین خطر برای آمریکاست و وزیر دفاع ، رابرت گیتس نیز تأیید کرده است که جبهه ی اصلی که ما باید در آن با آن ها مبارزه کنیم ، افغانستان و پاکستان است ".

از سوی دیگر ، اقدامات تروریستی در پاکستان و هندوستان هر روز قربانی تازه ای می گیرد . اوباما در خصوص مبارزه با القاعده در پاکستان نظر عجیبی دارد . او معتقد است : " برای گرفتن کسانی که خطر مستقیم برای آمریکا دارند ، در استفاده از نیروی نظامی تردید نمی کنم " . او می گوید : " ما در پاکستان ، دموکراسی را تشویق می کنیم ، کمک غیر نظامی مان به این کشور را افزایش می دهیم تا کار کردن با ما برای شان منفعت بیش تری داشته باشد و در ضمن اصرار می کنیم دنبال این افراطیون بروند " . هر چند او مدعی می شود که " پاکستان دارد از کمک های نظامی آمریکا سوء استفاده می کند و به جای مقابله با تروریسم ، خود را آماده ی جنگی با هندوستان ، احتمالاً بر سر منطقه ی کشمیر می کند " .

در مجموع ، با کم شدن تنش های تروریستی در عراق و در دست گرفتن امنیت عراق توسط نیرو های این کشور ، نگاه ایالات متحده از عراق به طرف افغانستان و پاکستان تغییر جهت پیدا خواهد کرد . امضای توافق نامه ی امنیتی با عراق و خروج تدریجی و زمان مند نیرو های ایالات متحده از این کشور می تواند زمان بیش تری به اوباما برای توجه به هم سایه ی شرقی ایران بدهد . اوباما معتقد است محلی که در آن باید به مبارزه با تروریسم رفت ، عراق نیست ، ابزاری که به وسیله ی آن باید تروریسم را نابود ساخت ، نظامی نیست و قالبی که در بطن آن باید تروریسم را به چالش کشید ، با هم کاری متحدین و بالاخص اروپائیان می بایستی درست شود . استفاده از سایر منابع قدرت برای جلوگیری از پیش روی تروریسم در منطقه و مبارزه در ابعاد سیاسی ، اقتصادی و البته فرهنگی ، به ترین راه نابودی تروریسم  - از نگاه اوباما – است . البته در این میان هر کجا که لازم باشد ، از سلاح زور هم استفاده خواهد کرد . تا آن جا که عده ای معتقدند ، انفجار های بمبئی هند و پیشاور پاکستان ، از سوی نیروهای امنیتی ایالات متحده و برای پر رنگ کردن نقش نیروهای تروریستی در این کشور ها برنامه ریزی شده بود .

در هر صورت به نظر می رسد ، شعار سیاست خارجی ایالات متحده در این 4 سال – زیر لوای مبارزه با تروریسم – این باشد :

خداحافظ عراق ، سلام افغانستان

 پایان

چهار شنبه۲۳/9/1387                                

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 13:6  توسط مهدی حقیقت خواه  |