تبليغاتX
سپید - امويان ؛ بانيان توتاليتاريسم اسلامي

امويان ؛ بانيان توتاليتاريسم اسلامي

 

چندي پيش طي مقاله اي با عنوان « توتاليتاريسم ؛ حكومت زندان ، پادگان و گورستان » نكاتي چند در ويژگي رژيم توتاليتر خدمتتان عرضه شد . با مطالعه و بررسي در تاريخ گذشتگان مي توان به اين نتيجه رسيد كه توتاليتاريسم يك پديده ي قرن بيستمي نيست بلكه قدمتي به اندازه ي تاريخ آدميان دارد .

حكومت امويان به عنوان اولين سلسله ي حكومتي در اسلام – بمعناي موروثي و خانوادگي بودن – نمونه ي بارز اين مدعاست و شيوه ي حكومتي معاويه و فرزندش يزيد ، چه در انتخاب واليان ايالات مختلف و چه در نحوه ي مُلك داري ، گوياي اين سخن است .

معاويه در همان نخستين روزهاي حكومت خود ، موضع اقتدارگرايانه و تماميت خواهانه ي خود را مشخص كرد . معاويه در نُخيله طي خطبه اي به اين امر اشاره داشته است :

« من با شما جنگ نكردم كه نماز بخوانيد و روزه بگيريد ، يا حج كنيد و زكات بدهيد ، شما اين كار را مي كنيد . من با شما جنگ كردم كه بر شما حكومت كنم . »

از نگاه او براي حكومت ايالات بايد كساني را برگزيد كه هم از او فرمان برند و هم مردمان را به فرمان او نگاه دارند ( ويژگي فرمان پذيري مردم در حكومتهاي توتاليتر ) . اين چنين حاكمان ، بايد دلير ، بي عاطفه ، قدرت طلب و مردم شناس باشند . به همين رو ، مصر را به عمروبن عاص و كوفه را به مغيرة بن شُعبه سپرد .

در اين دوره ميل به كشورگشايي و احساس تنگي مكان – كه يكي از مشخصه هاي حكومتهاي توتاليتر است – به خوبي خود را نشان داده است.در حكومت معاويه، عقبة بن نافع گشودن شهرهاي مغرب را دنبال كرد.(62-43 هجري) و در سال 50 هجري معاويه رسماً حكومت افريقا را به او داد .

نيروي دريايي قدرتمند معاويه در جزيره هاي درياي متوسط ( مديترانه ) فعاليت مي كرد . چنان كه توانست جزيره ي قبرس را در سال 28 هجري و جزيره ي سيسيل و رودس را در سال 53 هجري فتح كند .

پس از وي نيز ، پسرش يزيد كه كمتر از 30 سال سن داشت ، در مسند حكمراني قرار گرفت ( 60 هجري ) درباره ي شخصيت يزيد به دفعات در كتب مختلف توضيح داده شده ولي ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه در مورد وي نمي توان گفت كه بي تربيت بوده بلكه بد ، تربيت شده بود .

بيعت با يزيد نيز در نزد همگان به زور شمشير بوده است . چه اين كه در اولين جلسه ي گرفتن بيعت براي او ، كه در حضور معاويه و سران قبايل و فرمانداران ايالات اسلامي صورت مي گرفت ، يزيد بي مُقنّع اشاره به معاويه كرد و گفت : امير المؤمنين اين است و اگر او بميرد ، اين است ( اشاره به يزيد ) و هر كه نپذيرد ، اين است . ( اشارت به شمشير خود )

شيوه ي حكومتي يزيد نيز مانند معاويه ، بر پايه ي وحشت و خفقان استوار بود . با اين تفاوت كه معاويه در كار خود حيله و نيرنگ را نيز چاشني مي كرد ولي يزيد از چنين ذكاوتي بي بهره بود. همينكه در اداره ي امور كشور پهناور اسلامي از ياريِ سرجون ، مشاور مسيحي رومي خود بهره مي جست ، براي اثبات ناداني وي در امر كشورداري كافي است .

جنايات اين پدر و پسر تا آن روز نزد مسلمانان بي نظير بود . چرا كه نه پيامبر اسلام و نه خلفاي راشدين چنين روحيه ي خونريزي نداشتند . معاويه چون هدفي به غير از حكومت و اشباع غريزه ي جاه طلبي و كاميابي از فوائد زندگي دنيوي نداشت ، براي رسيدن به هدف حيواني خويش ، از هيچ گونه جرم و جنايتي خودداري نمي كرد . به عنوان مثال :

- اعزام نيروهاي نظامي به نقاط مختلف براي قتل عام شيعيان ؛

- جنگ با علي بن ابي طالب كه تلفات آن را تا 75 هزار نفر و بيشتر نوشته اند ؛

- قتل مالك اشتر ؛

- اعدام حُجر بن عدي و يارانش ؛

- تجاوز به مصر و قتل محمد بن ابي بكر ، پسر خليفه ي اول و نماينده ي خليفه ي مسلمين ، علي بن ابي طالب ؛

- قتل حسن بن علي ( جانشين خليفه و امام مسلمانان )

- تحميل ولي عهدي يزيد و ...

كه اگر جنايات قبل از سلطنت او را كه به خاطر رسيدن به اين مقام مرتكب شده به جنايات زمان سلطنتش اضافه كنيم ، راستي بهت آور و حيرت انگيز است . چرا كه معاويه قريب 22 سال استاندار خود مختار و مقتدر شامات بود .

يزيد نيز در عرض دو ، سه سال حكومت خود ، سه جنايت بزرگ مرتكب شد :

- حادثه ي كربلا و كشتن حسين بن علي بن ابي طالب و يارانش ؛

- واقعه ي حُرّه و حمله به مدينه . در اين واقعه مردان ديندار و پارساي زيادي به قتل رسيدند و به دستور مستقيم يزيد : " پس از فتح مدينه ، تا سه روز زنان و دختران آن شهر براي سربازان مباح خواهد بود ! " 

- حمله به مكه و شكستن حرمت خانه ي كعبه .

حكومت اين دو نفر به تمام معنا يك حكومت توتاليتر است . از طريقه ي رهبري بر مردم گرفته تا نيروي تبليغات ، پليس مخفي ، كشتار بي رحمانه ، فرمان برداري بي چون و چراي مردم ، سركوب شديد اعتراضات و كنترل همه توسط همه . اين ها نشانه هاي بارز حكومت هاي تماميت خواه است .

در انتها ، اين مقاله را با ارائه ي گوشه اي از اين فضاي خفقان كه مربوط به حكومت زياد بن عُبيد ( والي بصره و كوفه ) است ، به پايان مي برم :

وقتي در ربيع الآخر سال 45 هجري به بصره درآمد ، نخست براي آنكه زهر چشمي از مردم بگيرد ، خطبه ي معروف خود را كه بتراء ناميده شده است ، خواند و در ضمن آن گفت : به خدا سوگند من ولي را به گناه مولي و مقيم را به گناه مسافر و تندرست را به گناه بيمار مي گيرم ، تا آن جا كه يكي از شما ديگري را ببيند و بگويد : سعد خود را برهان كه سعيد تباه شد . مبادا از اين پس كسي شبانه بيرون آيد كه خون او را خواهم ريخت ... زبان و دست هاي خود را از من باز داريد ( نافرماني نكنيد ) تا از دست و زبان من در امان باشيد . از پاسخ يك دو تن كه برخاسته و گفتار او را ستوده اند ، معلوم مي شود زياد اين مردم را خوب مي شناخته است . مردمي كه چون درشتي ببينند ، فروتني ميكنند ، و چون فروتني بينند ، درشتي مي نمايند . چه ، پس از شنيدن اين خطبه بود كه همه تكليف خود را دانستند و ديدند كسي به سر وقت آنان آمده كه با زباني كه بدان آشنا هستند سخن مي گويد . گرفتن ، به زندان انداختن ، بستن و كشتن آغاز شد . زياد پس از نماز عشاء كسي را مي گفت تا سوره ي « بقره » يا سوره اي ديگر را بخواند و چون خواندن سوره پايان مي يافت ، به قدر اين كه مردي چندان راه برود تا از ديده پنهان گردد ، مهلت مي داد ، سپس صاحب شرطه ي خود را مي گفت هركس را ديدي بكش ! شبي مردي بياباني را نزد او آوردند . زياد پرسيد :

- دستور مرا نشنيده اي ؟

- نه به خدا .

- راست مي گويي . اما كشتن تو به سود مردم است . پس فرمان داد او را گردن زدند .

 

 

 

* براي اطلاع بيشتر درباره ي تاريخ حكومت امويان ، مخصوصاً معاويه و يزيد رجوع كنيد به :

 

- تاريخ طبري ، ابن جرير طبري .

- الكامل في التاريخ ، ابن اثير ، بيروت ، دار صادر .

- شرح نهج البلاغه ، ابن ابي الحديد ، به تصحيح محمد ابوالفضل ابراهيم ، قاهره ، مطبعة عيسي البابي .

- مقاتل الطالبين ، ابوالفرج اصفهاني ، به تصحيح احمد صفر ، بيروت ، دارالمعرفة .

- تاريخ تحليلي اسلام ، سيد جعفر شهيدي ، تهران ، انتشارات علمي فرهنگي .

- پس از 50 سال ، سيد جعفر شهيدي .

- زندگاني علي بن الحسين ، سيد جعفر شهيدي .

 

پايان

سپيد                  
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 13:16  توسط مهدی حقیقت خواه  |