تبليغاتX
سپید

ضربه آخر

گفتاری در باب اسلام هراسی

از همان زمانی که در قرن سیزدهم میلادی دانته در کمدی الهی خود شخصیت پیامبر اکرم (ص) را به گونه ای ناشایست ترسیم کرد و ولتر، فیلسوف پرآوازه عصر روشنگری فرانسه، در میانه قرن هجدهم میلادی کتابی را با عنوان «تعصب یا محمد پیامبر» نوشت و نسبت های ناروا و شنیعی به آن حضرت داد و سلمان رشدی، نویسنده رمان شیطانی «آیات شیطانی» در سال 1988 کتاب خود را منتشر کرد، باید می فهمیدیم که غربیان چه خوابی برای ما دیده اند.

اگر همان موقع که روح خدا دستور قتل سلمان رشدی را داد، ما همان کاری را می کردیم که او فرموده بود تا به قول خودش: «ديگر کسي جرأت نکند به مقدسات مسلمين توهين نمايد»، امروز نمی نشستیم تا یکی از آن سوی بالتیک بیاید و کاریکاتور پیامبر دوست داشتنی ما را بکشد و ما هم نفس مان در نیاید الا این که اسم شیرینی مان را بگذاریم گل محمدی ! آن یکی قرآن مان را فیلم کند و ما هم دست به دامن یونسکو بشویم که جلویش را بگیرند و آن ها بگویند: «ربطی به ما ندارد. این که کار دولت دانمارک نیست» یا قبل از آن ناشری انگلیسی بخواهد در سال 2001 کتابی از مؤلفی به نام «عبدا... عزیز» حاوی تصاویر کاریکاتور بسیار تمسخرآمیز نسبت به عقیده مسلمان ها، قرآن و سنت پیامبرشان چاپ کند. آخرش هم دوتا هواپیما بکوبند به برج هاشان و ما بشویم محور شرارت و تروریست و ضدّ بشر!

چرایی این جریانات و اتفاقات پشت سر هم و تمام نشدنی، موضوع این مقاله نیست که اگر بود، برایتان می گفتم که چه طور یک عده مسلمان، با ایمان شان و وحدت کلمه توانستند بنیان ایدوئولوژیک دو بلوک شرق و غرب را از هم بپاشانند. می گفتم که چه طور فرزندان انقلاب به پشتیبانی همان اندیشه های ناب اسلامی هشت سال ماندند و جنگیدند و یک وجب هم عقب نیامدند. شاید از مقاومت 60 ساله فلسطین هم برایتان می گفتم و مظلومیت مسلمانان. می گفتم که آمار خودشان نشان می‌دهد که در سال 2020 میلادی غالب بافت جمعیتی کشورهای اروپایی را مسلمانان تشکیل خواهند داد و تا سال 2014 میلادی بیشتر جمعیت آلمان مسلمانند. و ...

حالا که نمی خواهم برایتان طرح سوال کنم، جواب که می توانم بدهم. یعنی بگویم که چه بکنیم و چه بکنند که این طور به ما نخندند و غیرت مان زیر سوال نرود. چه کنیم که خودمان بشویم آقای خودمان و کسی هم نتواند به ما حرف بزند. بشویم همان چیزی که امام ما می گفت: «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.»

قرار شده است که مقاله را مختصر و مفید بنویسم. در حد یک ستون. برای همین سعی می کنم که مطالب را پشت سر هم ردیف کنم تا به همه برسد:

الف ) گفت و گو های مستقیم و و سازنده با مسیحیت : نشست‌ مشترک بین پیروان ادیان و تمدن‌ها در مبارزه با این پدیده بسیار مهم است. آشنایی غیرمسلمانان با اسلام و محو هرگونه تعصب و تندروی از نتایج مهم چنین نشست‌هایی خواهد‌بود؛ بنابراین باید با اهتمام به گفت‌و‌گوی مسالمت‌آمیز برای گسترش صلح، عدالت و برادری و از بین‌بردن تندروی‌‌های مذهبی تلاش‌کنیم و بدانیم که گفت‌وگوی هدفدار بر احترام متقابل و اجرای شیوه‌های فرهنگی صحیح استوار است و خدمت به انسانیت و تقویت تفاهم فکری و فرهنگی در جهان را در پی خواهد‌داشت. در این میان نقش رایزن های فرهنگی ایران در کشورهای غیر اسلامی و نیز سازمان ها و نهادهایی مانند سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نمایان است.

ب) تلاش برای شناساندن چهره ای مناسب و زدودن برداشت طالبانی از اسلام از افکار غیر مسلمانان : بنا به باور رایج (و حدیث امام علی (ع)) انسان عادتا مایل به عداوت به چیزی است که بدان جهل دارد؛ یعنی به گونه ای جاهلانه، آن را خطری پیچیده بر خویش می شمارد که اجتناب از آن را اقتضا می کند. همین امر است که می تواند ترس از اسلام و تمایل به ستیز با آن و نفرت به آن را در میان غربی ها تفسیر کند. برای همین از وظایف نخبگان ، یکی سعی در تبلیغ مبانی صحیح نظری اسلام نظیر عدالت خواهی و عدالت‌گستری، توسعه و تعالی همه‌جانبه و درونزا، توسعه عدالت محور، کرامت انسانی و آزادی‌های مشروع، صلح‌طلبی، عزت‌نفس، استقلال‌گرایی، توسعه اخلاقی و دین‌مدار، علم دوستی و نوعدوستی و ... است. سعی بلیغی که غبار از چهره ی مظلوم اسلام خواهد زدود.

ج) تلاش برای تشکیل امت واحده بر مبنای کلام خدا و سنت پیامبر اکرم. فراهم آوردن زمینه‌های عملی وحدت و همبستگی جهان اسلام و پرهیز از دامن زدن به اختلافات مذهبی، ایجاد زمینه‌های وحدت اندیشه‌ای و عملی بین پیروان فرق و مذاهب مختلف اسلامی، تأکید بر نقاط اشتراک شیعه و سنی برای وسعت‌بخشی به دامنه وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام توسط دولت های اسلامی و البته نخبگان آگاه و متعهد در سطح نظر .

د) تلاش شبانه روزی برای ایجاد یک الگوی کشور اسلامی و کمک به سایر کشورها برای رسیدن به آن نقطه از طریق تهیه ی الگوی اسلامی – بومی توسعه و اجرایی کردن آن.

ه ) احیای سیاست صدور انقلاب با تکیه بر آرمان های والای امام خمینی (ره) و ساختارهای حقیقی انقلاب اسلامی و تلاش برای گسترش خودآگاهی اسلامی در میان مسلمانان منطقه و فرامنطقه از طریق استفاده از ظرفیت های موجود در فضای رسانه ای نظیر ایجاد شبکه های ماهواره ای به زبان های انگلیسی ، عربی ، اردو ، فرانسوی و ... و ترجمه کتب اندیش مندان مسلمان به زبان های مختلف در جهت سوق دادن افکار عمومی ملت ها به عنوان عمق استراتژیک دولت اسلامی .

و) جهانی کردن مبارزه با صهیونیسم : اعلام آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس از سوی امام خمینی، شش ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نشان از عمق توجه ایران اسلامی به مسأله فلسطین و اعتقاد به حمایت از مبارزات آنان داشت. انقلاب اسلامی ایران توانست با ارتقای بیداری و آگاهی جهان اسلام به آرمان فلسطین، مظلومیت‌های مردم مبارز فلسطین را برملا سازد و از فلسطینی های بی‌پناه در برابر جنایات رژیم صهیونیستی حمایت جهانی به عمل آورد. جمهوری اسلامی ، نتیجه ی تلاش های خود را در جنگ 33 روزه و لبنان و 22 روزه ی غزه و در نتیجه ضعف روز افزون رژیم جعلی صهیونیستی دید . اکنون ساعت ها برای شلیک آخرین گلوله بر شقیقه ی فرزندان شیطان به ثانیه شماری افتاده اند.

ز) کمک به ایجاد ثبات در منطقه از طریق ایجاد پیمان های چند جانبه نظیر اکو ،سازمان هم کاری های اقتصادی کشورهای حاشیه خلیج فارس و ...، تقویت نقش سازمان کنفرانس اسلامی و تلاش برای تغییر مواضع منفعلانه ی این سازمان، تشکیل هسته های مقاومت حزب ا... در تمامی کشورهای اسلامی و در مرحله بعد کشورهای مستضعف غیر اسلامی ، ایجاد واحد پولی مشترک ، تلاش در جهت پیاده کردن قانون بانک داری بدون ربا و حذف تعرفه های گمرکی کشورهای پیمان در جهت ایجاد هم گرایی اقتصادی، به کار گیری دیپلماسی عمومی فعال در جهت ایجاد اتفاق نظر اجرایی برای خروج نیروهای خارجی از منطقه و مبارزه با گروه های افراطی و ... و حرکت به سوی عملی کردن نظریه امت واحده اسلام . 

ر) تغییر سیاست تدافعی به تهاجمی از سوی کشورهای اسلامی در به چالش کشیدن مبانی بنیادین نظری نظام استکباری . انقلاب اسلامی با داعیه نظم جهانی اسلامی و با دامنه و برد جهانی توانست خود را به عنوان یک نیروی سوم در معادلات جهانی عرضه کند و جمهوری اسلامی ایران را به عنوان تنها تجربه واقعی مردم‌سالاری دینی معرفی نماید. اکنون زمان احیای سیاست بازگشت به خویشتن و اجرایی کردن شعار "ما می توانیم" فرا رسیده است .

ط) تلاش در جهت ایجاد ثبات داخلی از طریق تقویت نهادهای مردم سالار و بالا بردن ضریب مشارکت مردم در امر تصمیم سازی و اجرای آن ، بالا بردن کمیت و کیفیت آموزش در سطوح مختلف ، تقویت جای گاه زنان در کشورهای اسلامی ، اصلاح رفتار دولت ها با اقلیت های دینی مسلمان و غیر مسلمان و ارتقای توان مندی های علمی و فرهنگی کشورهای اسلامی.

ایجاد شبهه ی تقلب در انتخابات ، یکی از تاکتیک های جبهه ی استکبار برای از بین بردن ثبات داخلی کشورهای اسلامی است . تجربه ای که در لبنان و ایران (خرداد88) و افغانستان (آبان 88) تکرار شد و پیش بینی می شود که از این حربه در مورد انتخابات پارلمانی عراق و فلسطین هم استفاده شود . جلوگیری از روند ایجاد اختلاف در میان مردم که در صورت تشدید ، به شورش و جنگ داخلی منجر می شود ، از الزامات اقدام دولت های اسلامی است.

در طی مدت زمانی که این مقاله را می نوشتم ، یک سوال در ذهنم ، سعی می کرد قلمم را بچرخاند : راه های صلح با آمریکا (به عنوان یک مفهوم) چیست ؟ حالا که ما نه توانستیم سلمان رشدی را بکشیم و او راست راست راه می رود و به ریش مان می خندد و نه نماینده ی دانمارکی ها را محاکمه کردیم، چرا با آن ها کنار نیاییم؟

مقاله را که نوشتم ، یاد صحبت های پدر دوستم که خدا رحمتش کند افتادم : «هر وقت شیطان در برابر انسان سجده کرد، همان موقع امریکا هم دست از دشمنی برمی دارد.»

پایان

آبان 1388

+ نوشته شده در دوشنبه 25 آبان1388ساعت 5:6 توسط مهدی حقیقت خواه |

 

مقدمه

خصایص فکری و عقیدتی ، مهم ترین عنصر در تشکیل یک ملت است و به همین دلیل است که این نوع خصیصه در تمایز کشورها ، تأثیر بسزایی دارد و مرزبندی بین کل کشورها را مشخص می کند . کشورها قبل از آن که به لحاظ شرایط اقلیمی و جغرافیایی یا از نظر نژاد ، نامی به خود بگیرند ، نام خود را از عقیده و تفکر سیاسی که دارند ، کسب می کنند .

یکی از مبانی تقسیم بندی جریان های سیاسی و فکری در قرآن ، ایمان و بی ایمانی افراد و جناح های فکری و سیاسی است . در این تقسیم بندی ، انسان ها به مومنان ، مشرکان ، منافقان ، کافران و مرتدان تقسیم می شوند .

از این رو فقها کشورها را به لحاظ موضعی که در برابر اسلام اتخاذ می کنند ، به عنوان «دار» یاد کرده و هر داری را مبین همان حالتی قرار داده اند که مردم شان از نظر عقیدتی و سیاسی برای خود برگزیده اند . «دار» در لغت به معنای منزل بوده که در این باب ، مبین مفهوم کشور است .

گرچه درباره ی تقسیم عالم به دارالاسلام و دارالکفر مستند قرآنی وجود ندارد ، ولی فقها به استناد روایات معتبر اسلامی ، برای توضیح آثار حقوقی این دو منطقه ، ناگزیر از آن شده اند . هرچند عده ای از متفکران معتقد بوده اند که تفکر رومی یا یونانی در این تقسیم بندی دخیل بوده است . (1)

موضوع دارالاسلام و دارالکفر و حدود و ثغور آن از مباحث پیچیده ، گسترده و تخصصی در حقوق بین الملل اسلامی است و دیدگاه های مختلف ولی نسبتاً نزدیکی را در میان فقها شکل داده است . این موضوع در حقوق بین الملل ، زیر شاخه ی مبحث شناسایی کشورها تعریف می شود . در این مبحث ، شناسایی کشورها فقط به دو صورت دوفاکتو (موقت) و دوژوره (دائمی) تعریف شده و حالت دیگری را شامل نمی شود ولی از مجموع نظرات مختلف ابراز شده در آراء فقهای اسلامی ، چنین برمی آید که ایشان ، حالت سومی را نیز برای شناسایی دول بین الملل قائل هستند .

با همه ی نظرات و تعاریف ، آن چه مشخص است ، این که هیچ گونه تقسیم بندی توافقی بین علمای قدیم و جدید اسلامی در باب دارالاسلام و دارالکفر و اجزای آن وجود ندارد . حتی عده ای "دارِ" مقابل دارالاسلام را دارالحرب دامیده اند. با این حال نگارنده با جمع بندی اجمالی مطالب موجود در این زمینه ، تقسیم بندی زیر را جامع این نظرات دانسته و بر آن تکیه دارد . هرچند که این تقسیم بندی نیز اعتباری بوده و قابل جرح و تعدیل است .

 

شناسایی در اسلام       - دارالاسلام    - مسلمانان

                                                      - بغات یا شورشیان

                                                      - مرتدین

                                                      - اهل ذمه

                                                      - مستأمنون (امان داده شده گان)    

                         

                                 - دارالکفر       - دارالحرب

                                                    - دارالصلح                     - دارالذمه

                                                     - دارالهجره                   - دارالعهد 

                                                     - دارالاستضعاف             - دارالامان

                                                     - دارالحیاد                    - دارالموادعه

                                                                                       - دارالهدنه

تعریف و محدوده ی دارالاسلام :

دارالاسلام ، کشور و سرزمین امت اسلامی و آن قسمت از جهان است که در قلمرو اسلام بوده و زندگی در آن تحت نفوذ احکام اسلامی می باشد . (2) امروزه بهترین معادل برای این اصطلاح ، واژه ی جهان اسلام یا کشور اسلامی است .

فقها در تعریف دارالاسلام،نظرات مختلفی ابراز داشته اند و از این رو نویسندگان و حقوقدانان نیز آن را به گونه های مختلف توصیف کرده اند:

الف) دیدگاه شهید اول :

شهید اول ، دارالاسلام را چنین معرفی می کند : « المراد بدار الاسلام ما ینفذ فیه حکم الاسلام فلا یکون بها کافرٌ الّا معاهداً»

محدوده ی جغرافیایی جهان اسلام تا جایی است که در آن احکام اسلام نافذ باشد و کافری نباشد ، مگر این که پیمان بسته باشد .

در این تعریف ، شهید اول فقط نافذ بودن احکام اسلامی را مطرح کرده است و اشاره ای به این که جمعیت مسلمانان تا چه حدی باشد ، نشده است . هم چنین نسبت به این که مسلمانان حکومت داشته باشند ، مطلبی نفرموده ؛ مگر این که بگوییم لازمه ی نافذ بودن احکام اسلامی این است که حاکمیت هم از آن مسلمانان باشد . (" فلا یکون بها کافر الا معاهدا" این معنا را متبادر می کند)

روایت اسحاق بن عمار :

عن عبد الصالح (ع) : « لا بأس بالصلاه فی الفراء الیمانی و فیما صنع فی الارض الاسلام» قلت : «فأن کان فیها غیر اهل الاسلام ؟» قال : «اذا کان الغلب علیها المسلمین فلا بأس»

در این روایت ، امام صادق (ع) می فرماید : نماز خواندن در پوست یمانی و آن چه در سرزمین های اسلامی ساخته می شود ، مانعی ندارد . اسحاق بی عمار می پرسد : اگر در سرزمین های اسلامی ، غیر مسلمانان هم زندگی کنند ، حکم چیست ؟ امام می فرماید : اگر غلبه با مسلمانان باشد ، اشکال ندارد .

از قسمت آخر این روایت «اذا کان الغالب علیها المسلمین» دو نوع برداشت شده است ؛ عده ای این عبارت را به معنای مسلمان بودن اکثریت جمعیت آن سرزمین گرفته اند که در این صورت ، با این دیدگاه که حاکمیت از آن مسلمانان باشد ، سازگار نیست . البته برداشت دیگری هم شده و آن این که غلبه داشتن به معنای حکومت و تسلط مسلمانان است ، به خصوص با توجه به این که واژه ی «الغالب» با «علی» متعدّی شده است . (3)

ب ) دیدگاه شیخ طوسی :

ایشان در مبحث «لقطه» (بچه ای که او را از سر راه برداشته باشند) محدوده دارالاسلام را این گونه ذکر می کند :

« دارالاسلام علی ثلاثه اضرب : بلد بنی فی الاسلام و لم یقهر بها المشرکون کبغداد و البصره ...؛ و الثانی کان دار کفر فغلب علیها المسلمون و اخذوه صلحاً و اقرّوهم علی ما کانوا علیه علی ان یؤدّوا الجزیه ...؛ و الثالث دار کانت للمسلمین و تغلّب علیها المشرکون مثل الطرطوس.»

بر اساس این دیدگاه ، دارالاسلام شامل سه سرزمین است :

  1. سرزمین هایی که به دست خود مسلمانان ساخته شده است . مثل بغداد و بصره و ...
  2. منطقه هايى كه مسلمانان آن جا را گشوده و مالك شده اند و مردم آن جا را در برابر پرداخت جزيه ، بر دين خود آزاد گذاشته اند ، يا اگر هم آن جا را مالك نشده اند ، در برابر پرداخت جزيه ، با آنان صلح كرده اند
  3. سرزمین هایی که متعلق به مسلمانان بوده و کفار آن ها را گرفته اند .

این دیدگاه سرزمین هایی که مال مسلمانان بوده ، اگرچه اکنون تحت سیطره کفار باشند (مانند اسپانیا و فلسطین) را جزئی از سرزمین های اسلامی می داند و از این نظر ، از دیدگاه نخست محدوده ی بیش تری را جزو دارالاسلام به حساب می آورد .

شیخ طوسی با مطرح کردن این سه نوع سرزمین ، اشاره ای به جمعیت مسلمانان و اکثریت آن ها و نیز داشتن حکومت اسلامی ندارد .

ج ) دیدگاه علامه حلی :

ایشان در «تذکره الفقها» دارالاسلام را چنین معرفی می کند : «انّ دارالاسلام قسمان : الف. دار خطها المسلمون کبغداد و البصره و الکوفه ...؛ ب. دار فتحها المسلمون کمدائن و الشام» (4) از نظر علامه ، دارالاسلام شامل دو قسم سرزمین می شود :

  1. سرزمین هایی که مسلمانان بنا کرده اند ؛ مثل بغداد و بصره و کوفه .
  2. سرزمین هایی که مسلمانان فتح کرده اند ؛ مثل مدائن و شام .

سوال : آیا سرزمین هایی که متعلق به مسلمانان بوده و سپس کفار بر آن ها غلبه کرده اند نیز جزئی از دارالاسلام است یا خیر ؟ نظر علامه در این زمینه برخلاف نظر شیخ طوسی است . علامه تصریح می کند که سرزمین مسلمانان که کفار بر آن ها غلبه کرده اند ، جزو دارالکفر محسوب می شود : «اما دارالکفر فعلی ما اخترناه قسمان : الف. بلد کان للمسلمین فغلب الکفار علیه ... ب. ان لم یکن للمسلمین اصلاً کبلاد الهند و الروم» (5)

د ) دیدگاه آیت ا... بروجردی و آیت ا... مصباح یزدی :

در این دیدگاه ، دارالاسلام محدوده ی جغرافیایی حکومت اسلامی است . برداشتی که آیت ا... بروجردی از روایت اسحاق بی عمار داشته این است که مراد از عبارت «اذا کان الغالب علیها المسلمین» غلبه و حکومت و تسلط مسلمانان است . (6) پس محدوده ی جغرافیایی جهان اسلام سرزمین هایی است که زیر سیطره ی حکومت اسلامی است .

از نظر آیت ا... مصباح هم «دارالاسلام» عبارت است از : سرزمین یا سرزمین هایی که امت اسلامی در آن جا زندگی می کنند و غیر مسلمانان نیز با شرایط خاصی می توانند در سایه حکومت اسلامی زندگی امن و مسالمت آمیزی داشته باشند ؛ مرزهای طبیعی یا قراردادی این سرزمین ها « دارالاسلام» محسوب می شود . (7)

ز ) دیدگاه سرخسی :

وی بر این باور است که معیار در دارالاسلام ، تسلط و حاکمیت سیاسی است . به این معنی که سلطنت و حاکمیت از آن مسلمانان باشد :

«المعتبر حکم الدار هو السلطان و المنقد فی ظهور الحکم»

این دیدگاه ، تنها عامل در بودن دارالاسلام را حاکمیت سیاسی مسلمانان می داند و برای عامل جمعیت و جریان احکام اسلامی ، نقشی قائل نیست . براساس این سخن ، اگر فردی مسلمان یا دسته ای از مسلمانان، سرزمینی کافر نشین را به تصرف خود درآورند و بر آن حاکمیت یافتند ، باید آن جا را دارالاسلام نامید ، گرچه همه یا بیش تر مردم آن جا کافر باشند . در برابر ، اگر فرد یا دسته ای از کافران بر نظام سیاسی و حکومتی کشوری مسلمان نشین، حاکمیت یافتند ، باید آن جا را دارالکفر به شمار آورد ، گرچه تمامی یا بیش تر مردم آن جا مسلمان باشند. مثل کشور افغانستان در دوران اشغال آن توسط شوروی .

روشن است که پذیرفتن این گونه لوازم ، بسیار دشوار است .  

ه ) دیدگاه آیت ا... عمید زنجانی :

«دارالاسلام» کشور و سرزمین امت اسلامی و آن قسمت از جهان است که قلمرو اسلام بوده و زندگی در آن زیر نفوذ احکام اسلام است . (8)

البته ایشان علاوه بر دولت اسلامی ، سرزمین های زیر را نیز جزئی از دارالاسلام می داند ؛ هرچند انفکاک دولت از دارالاسلام از نظر تحقق عینی در مسائل سیاسی و امری نامعقول جلوه می کند . به عبارت دیگر در این سرزمین ها امکان تحقق حکومت اسلامی وجود دارد :

  1. جمعی از مسلمانان که به طور آزادانه زندگی می کنند ، ولی دارای استقلال سیاسی و دولت مستتقل شرعی نیستند ، خارج از قلمرو سیاسی دولت اسلامی هستند و دولت غیر اسلامی هم بر آن ها تسلط ندارند .
  2. سرزمین هایی که به صورت عدوانی از کشور اسلامی جدا شده اند .
  3. سرزمین هایی که بر اثر نفوذ اسلام ، بیش تر اهالی آن مسلمان شده اند و نهادهایی اسلامی هم در آن تشکیل شده ، ولی تنها رئیس حکومت دست نشانده ی دولت کافر است و یا هیأت حاکم مسلمان نیست .

و ) دیدگاه وهبه الزحیلی :

از میان محققان معاصر اهل سنت ، دکتر وهبه الزحیلی این دیدگاه را دارد که «دارالاسلام به جایی گفته می شود که شریعت اسلامی در آن پیاده می شود و حاکمی مسلمان بر آن حکم رانی می کند و مردم آن را مسلمانان و غیرمسلمانان تشکیل می دهند ولی ساکنان غیر مسلمان آن، تحت شرایطی در برابر حکم اسلام تسلیم هستند و حکومت اسلامی ، از جان و مال آن ها نگه داری می کند و مقصود از غیر مسلمانان در این جا اهل کتاب است . »

این دیدگاه ، تنها جریان داشتن و روان بودن احکام اسلامی را برای شکل گیری دارالاسلام کافی نمی داند ، بل که پای حکومت حاکم مسلمان را نیز به میان می کشد . در حقیقت ، این دیدگاه عناصر تشکیل دهنده ی دارالاسلام را سه چیز می داند :

  1. بیش تر جمعیت ، مسلمان باشد . این نکته را می توان از فحوای دیدگاه یاد شده برداشت کرد .
  2. به احکام و قانون های اسلامی عمل شود .
  3. حکومت به دست مسلمانان باشد .

او در «آثار الحرب» می نویسد :

«هو انّ کلِّ ما دخلٌ من البلاد فی محیط سلطان الاسلام و نفذت فیها احکامه و اُقیمت شعائره قد صار من دارالاسلام» (9)

اهالی دارالاسلام :

1- مسلمانان : نخستین اعضای دارالاسلام که دولت اسلامی موظف است از مال ، خون و آبروی آن ها محافظت و در میان آن ها به اجرای حدود الهی بپردازد .

پیام بر اسلام در تعریف مسلمانی می فرماید :

الاسلام ان تشهد ان لا اله الا ا... و ان محمد رسول ا... و تقیم الصلاه و تؤتی الزکاه و تصوم الرمضان و تحج البیت ان استطعت الیه سبیلا . (10)

2- بغات : شورشیان عیله حاکم اسلامی را بغات می نامند . بغی در لغت به معنای فساد و ظلم است . اگر علت شورش این گروه به ناحق و بر باطل باشد ، آنان را باید به ضرب شمشیر ساکت کرد . معیار دستور به قتل شورشیان بر اساس روایات ، عدم پذیرش حق ، اصرار بر باطل و آغاز نبرد مسلحانه از سوی آنان است .

3- مرتدین : در صورتی که فرد عاقل ، بالغ و هوشیار و مختار ، به صورت زبانی یا عملی ، کاری انجام دهد که نشان برگشت او از دین اسلام باشد ، مرتد به حساب می آید .

4- اهل ذمه : اهل ذمه همان پیروان یکی از ادیان مسیحی ، یهودی و نیز زرتشت اند که پس از تسلیم شدن در برابر حکومت اسلام و انعقاد عهد یا امان نامه ای با پرداخت نوعی مالیات به نام جزیه ، در مناطق تحت حکومت اسلامی زندگی می کنند .

عهدنامه پیام بر اسلام با مسیحیان نجران یکی از اسناد زنده نوع رفتار مسلمانان و حکومت اسلامی با اهل ذمه است :

« این عهدنامه ای است از پیام بر خدا به مردم نجران . به موجب این پیمان ، میوه ها و پول ها و غلامان آنان در پناه وی محفوظ و مصون خواهند ماند ، همه ی این اشیا به خود آن ها تعلق دارد جز این که هر سال 2000 دست لباس به مسلمانان تحویل دهند ، که نصف آن ها را در ماه رمضان و نصف دیگر را در ماه صفر تسلیم نمایند . از مردم نجران انتظار می رود که سپر و سایر اشیاء لازم را در صورت احتیاج به عنوان عاریه به مسلمانان بدهند ...

محمد پیام بر خدا وعده می دهد که جان و مال و اراضی و عقاید آن ها از هر گزندی مصون خواهد ماند ، چه آن هایی که حاضرند و چه آن هایی که غائب هستند و هم چنین خانواده ها و معابد آن ها و آن چه تحت تملک دارند ، در امان خواهند بود هیچ کشیشی یا راهبی از کلیسا اخراج نخواهد شد و هیچ کشیشی از شغل روحانی خود برکنار نمی شود و هیچ گونه تحمیل و یا تحقیری بر آن ها انجام نخواهد گرفت و نیز اراضی آنان به وسیله ی لشگریان اشغال نخواهد شد ، آن هایی که درخواست عدالت کنند ، با آن ها به عدالت رفتار خواهد شد نه ظالمی وجود خواهد داشت و نه مظلومی .

کسانی که به شغل رباخواری مشغول باشند ، هیچ گونه حمایتی از من نخواهند دید و هیچ فردی مسئول خطای دیگری نخواهد بود ... مادامی که اهالی نجران به این پیمان وفادار و پای دار بمانند، هیچ نیرویی متعرض آن ها نخواهد بود . » (11)

5- مستأمنون : افراد یا گروهی از دارالحرب و حتی دارالصلح که طبق امان نامه ای در دارالاسلام حضور دارند و دولت اسلامی موظف است هم آنند مسلمانان از آن ها محافظت کند . مستأمن کسی است که از مسلمان یا مقامی در دولت اسلامی ، طلب امان می کند . قرارداد امان ، نوعی تعهد در روابط خارجی دولت اسلامی با بیگانه گان است . این قرارداد به منظور ایجاد امنیت جانی و مالی فرد مستأمن (مثل سفیر ، تاجر و گردش گر) توسط دولت اسلامی در دارالاسلام تشریع شده است . مبنای قرآنی این اصل ، آیه 6 سوره توبه است . در تاریخ اسلام ، موارد متعددی از اقوال و سیر در این رابطه موجود است . (12)

تعریف و محدوده ی دارالکفر

دارالکفر به سرزمینی اطلاق می شود که شرایط مطرح شده در دارالاسلام را نداشته باشد . در فقه اسلامی ، دارالکفر ، خود به "دار" های دیگری تقسیم می شود که در ادامه می آید .

دارالحرب :

عبارتى است كه به بلاد مشركين و كشورهايى اطلاق مى‏شود كه امكان آشتى بين آنها و مسلمانان وجود ندارد . سرزمینی که در حال حرب (جنگ) با دارالاسلام باشد . به عبارت دیگر ، به سرزمين و کشوري گفته مي شود که هيچ يک از قراردادهاي صلح آميز را با دولت اسلامي منعقد ننموده و با دولت اسلامي به صورت بالفعل مشغول جنگ باشد. ( رژیم غاصب صهیونیستی ، هم اکنون دارالحرب شناخته می شود)

اگر با بخشي از دارالحرب عهدنامه دائمي يا موقت ببنديم، اين بخش از دارالحرب به دارالصلح رفته ، به دارالموادعه ، دارالهدنه و حتی دارالعهد تبديل مي شود و حاکم اسلامي حق ندارد يک طرفه پيمان را بشکند و تا زماني که اعضاي دارالحرب پيمان شکني نکردند، نمي توان پيمان را يک طرفه فسخ کرد.

رابطه ی بین دارالکفر و دارالحرب ، عموم و خصوص مطلق است . یعنی هر دارالحربی ، دارالکفر هست ولی هر دارالکفری دارالحرب نیست.

انواع دیگر دارالکفر (سرزمین های غیر اسلامی) :

1) دارالصلح : دارالصلح به معناي وسيع آن ، شامل آن دسته از کشورهاي غير اسلامي مي شود که در قالب يکي از قراردادهاي صلح آميز ، روابط دوستانه اي با دولت اسلامي برقرار نموده و از اين رهگذر مورد شناسايي دولت اسلامي قرار مي گيرند .

دارالصلح شامل دارالذمه ، دارالعهد ، دارالامان ، دارالمواعده و دارالهدنه مي گردد .

الف) دارالذمه : کشور مستقلي است که جمعيت آن از پيروان اديان توحيدي ( يهودي ، مسيحي ، زرتشتي ) بوده و با دولت اسلامي قرارداد ذمه منعقد نموده باشند . دولت اسلامي با اين نوع از دارالکفر ، به دليل نزديکترين وضعيت با دولت اسلامي ، بيش ترين و به ترين نوع رابطه را خواهد داشت . ( در حال حاضر دارالسلامِ ایران با هیچ کشوری چنین قراردادی ندارد)

ب) دارالعهد : منظور از دارالعهد کليه ي دولت ها و کشورها و سرزمين هايي است که مردم آنها بر اساس پيماني که با مسلمانان بسته اند در کنار دارالاسلام از روابط صلح آميز با امت اسلامي برخوردار مي باشند و روابط سياسي و اقتصادي و نظامي آن دو بر اساس پيمان مشترکي تنظيم شده است . (هم اکنون روابط ایران و کشورهای اروپایی ، وضعیت دارالاسلام و دارالعهد را حاکم کرده است.)

ج) دارالأمان : کشوري است که اهالي آن از نوعي قرارداد امان به طور موقت يا دائم برخوردار باشند . قاعده ی دارالامان با موضوع مستأمنون تفاوت دارد . به این معنا که قاعده ی مستأمنون مخصوص دارالکفریان داخل دارالاسلام است ولی دارالامان به یک سرزمین یا کشور تعلق دارد . مبنای قرآنی این اصل ، آیه 4 سوره توبه است .

د) دار الموادعه : به سرزمین یا کشوری گفته می شود که بین آن دولت و دولت اسلامی (دارالاسلام) قرارداد متارکه موقت جنگ برقرار بوده و طرفین به آن متعهد بوده باشند . ( خودداری پیام بر و اهل مکه از جنگ در ماه های حرام ، وضعیت کشور مقابل را از حالت دارالحربی به دارالموادعه تغییر می داد . )

ه) دارالهدنه : به سرزمين يا کشوري گفته مي شود که بين آن دولت و دولت اسلامي قرارداد متارکه جنگ برقرار بوده و طرفين به آن متعهد باشند . ( وضعیت عراق در دوره ی صدام پس از انغقاد آتش بس با ایران در سال 1368 تا زمان حمله ایالات متحده به این کشور، دارالهدنه است)

2) دارالهجره : سرزمینی که مسلمانان بر اثر شرایط مختلف اعتقادی ، اقتصادی ، سیاسی و ... به آن هجرت می کنند . ( حبشه در زمان قبل از تشکیل حکومت پیام بر و نیز لبنان و سوریه برای فلسطینیان ، از موارد دارالهجره است)

3) دارالاستضعاف : کشور یا سرزمینی که در آن شرایط برای دین داری مهیا نیست و مسلمانان در سختی هستند . بر طبق فقه اسلامی ، هجرت برای مسلمانان از دارالاستضعاف به دارالاسلام یا دارالهجره واجب است ، مگر این که شرایط اضطرار وجود داشته باشد . مستضعف به کسی گفته می شود که ضعیف نگه داشته شده باشد . (در دوره دولت نبوی ، مکه برای مسلمانان حکم دارالاستضعاف را داشته است)

4) دارالحياد ( دولت بي طرف ) : دارالحياد به سرزميني گفته مي شود که در رابطه سياسي و ايدئولوژيکي از مناقشات بين دار الاسلام و دارالکفر کناره گيري نموده ، سياست عدم مداخله را در پيش گرفته باشد و در رابطه با درگيري هاي نظامي و مخاصمات بين دارالاسلام و دارالحرب بدون جانب داري از طرفين و يا اطراف درگيري بي طرفي خود را حفظ کند . (شرایط سوئیس در حال حاضر ، به ترین مثال برای دارالحیاد است)

در این جا اشاره به دو نکته ضروري و مفيد است :

نکته اول : شناسايي انواع دولتهاي غير اسلامي (دارالکفر) مي تواند به يکي از دو صورت شناسايي دائمي و يا شناسايي موقت صورت پذيرد . در اين ميان ، در شناسايي دارالذمه و دارالعهد - مادام که بر پيمان خويش استوار باشند - اصل بر شناسايي دائمي است ولي در شناسايي دارالامان و دارالهدنه اصل بر شناسايي موقت است هرچند بر اساس نظر برخي فقهاء شناسايي دائمي نيز بلااشکال خواهد بود .

ناگفته نماند که با مطالعه فقه اسلام ، نوع سومي از شناسايي را تحت عنوان شناسايي معلق و مشروط نيز مي توان به دست آورد .

نکته دوم : شناسايي دولت ، لزوما به معناي قبول مشروعيت حکومت و دستگاه هيأت حاکمه آن دولت نيست مثل کشورهايي که عده اي کودتاچي و يا شورشگر بدون هيچ گونه مشروعيت قانوني و بين المللي و مقبوليت مردمي حکومت را در دست گرفته باشد ، هرچند در صورت عکس قضيه ، يعني عدم شناسايي دولت ، بالطبع به معناي عدم مشروعيت حکومت آن دولت خواهد بود. چنان که وقتي رژيم اشغال گر قدس از نظر دولت جمهوري اسلامي ايران ، به عنوان يک دولت مورد شناسايي قرار نگرفته ، بالطبع هيأت حاکمه آن رژيم نيز مشروعيت نخواهد داشت .

نتیجه گیری :

با مطالعه سیره سیاسی پیام بر اسلام ، وجود یک اصل در تمامی دوره ی زندگانی ایشان به چشم می خورد :

الانسان اخ الانسان ، ملحداً او مؤمناً الا ماخرج بالدلیل

نوع اقدامات بین المللی ایشان در حوزه های منطقه ای و فرامنطقه ای مؤید همین اصل است . به طور فهرست وار ، هجرت صغری (حبشه) و کبری (مدینه) مسلمانان ، انعقاد پیمان عقبه 1 و 2 ، صلح حدیبیه ، امضای منشور مدینه ، نوع رابطه ی ایشان با یهودیان بنی نضیر و بنی قریظه و بنی قینقاع و البته اعراب بادیه نشین ، سیاست خارجی ایشان نسبت به کشورهای فرامنطقه مثل ایران ، مصر و روم و ... ، همه نشان دهنده ی روح صلح آمیز حاکم بر روابط خارجی دولت اسلامی نبوی است . (13)

 پی نوشت :

1. براساس حقوق رومی ، جهان به سرزمین رومی ، سرزمین دشمنان و سرزمین هم پیمانان و نیز براساس حقوق یونانی ، آن ها مردم را به خودی (یونانی) و غیر خودی (بربر) تقسیم می کردند .

2. عباس علی عمید زنجانی ، فقه سیاسی ، ج2 ، تهران ، امیرکبیر ، 1373 ، چ 3 ، ص 233 .

3. علی اکبر کلانتری ، دارالاسلام  و دارالکفر و آثار ویژه آن دو ، مجله فقه ، زمستان 1375 ، ش 10 ، صص 32 تا 117 .

4. حسین ارجینی ، محدوده جغرافیایی دارالاسلام ، مجله معرفت ، مرداد 1382 ، س 68 ، صص 28 تا 34 .

5. علی اکبر کلانتری ، دارالاسلام  و دارالکفر و آثار ویژه آن دو ، مجله فقه ، زمستان 1375 ، ش 10 ، صص 32 تا 117 .

6. همان .

7. محمدتقی مصباح ، ولایت فقیه خارج از مرزها ، فصل نامه حکومت اسلامی ، سال اول ، پاییز 1375 ، ش اول ، ص 85 .

8. عباس علی عمید زنجانی ، فقه سیاسی ، ج2 ، تهران ، امیرکبیر ، 1373 ، چ 3 ، ص 233 .   

9. حسین ارجینی ، همان .

10. جمعی از محققان ، سیره سیاسی و حکومتی پیام بر اعظم ، قم ، پژوهش گاه علوم و فرهنگ اسلامی ، مقاله نظریه سیاست خارجی در دولت نبوی ، عبدالوهاب فراتی ، ص167

11.  جعفر سبحانی ، مبانی حکومت اسلامی ، ترجمه داوود الهامی ، قم ، موسسه علمی و فرهنگی سیدالشهدا ، چ اول ، 1370، ص 529

12. عبدالوهاب فراتی ، همان .

13. برای مطالعه ی دقیق سیره سیاست خارجی پیام بر اسلام رجوع کنید به :

شیخ عباس قمی ، منتهی الآمال ، قم ، نشر جمال ، چ اول ، 1382 ، ج اول ، باب اول . 

 

پایان

 

+ نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت 21:17 توسط مهدی حقیقت خواه |