كشف حجاب و روحانيت ؛ اصرار و انكار ( مهدي حقيقت خواه )
مقدمه
عده اي معتقدند كه تاريخ ايران ، تاريخ مذكر و در آن مرد همواره يكه تاز ميدان بوده است . اين تاريخ را مردان به وجود مي آورند ، مي سازند ، ادامه مي دهند و سرانجام نيز متن كتاب تاريخ ، به دست مردان نوشته مي شود . اين سخن تا اندازه اي منطبق با واقعيت است . شايد از آن رو كه هميشه تاريخ ايران با خشونت و جنگ و خونريزي همراه بوده ، شايد به اين دليل كه در تاريخ ايران رقابت همواره بر سر قدرت بوده و نه خدمت و اين از روحيه ي لطيف زنان ايراني به دور است و هزاران شايد و توجيه ديگر .
از آغاز رويارويي و آشنايي ايرانيان با فرهنگ غرب همواره دفاع از حقوق زنان از جمله شعارهاي روشن فكري جامعه ي ايراني بوده است . براي نمونه فتح علي آخوند زاده درباره ي لزوم تساوي حقوق زن و مرد در ايران گفته است : « ... خردمندان جهان ، زنان را در جميع حقوق بشريت و آزاديت با مردان شريك شمرده اند . » آخوند زاده و ديگران در جاهاي مختلف و به بهانه هاي گوناگون به مقايسه ي نقش زنان در پيشرفت جامعه ي اروپايي و آمريكايي با جامعه ي سنتي ايراني پرداخته و براي هماهنگي بين اين دو فرهنگ نسخه هاي متفاوتي پيچيده اند كه همه ي اين نسخ در يك اصل مشتركند : برهنگي فرهنگي زنان ايراني .
آيا راه حلّ آوردن زنان به ميدان جامعه و قائل شدن نقش براي اينان در امر تصميم سازي و اجرايي كردن آن ، از مسير اين جاده ي خطرناك فرهنگي و اجتماعي مي گذرد ؟ آيا حجاب باعث خانه نشيني و عدم دخالت زنان در امور اجتماعي است ؟ مسلماً اين طور نيست . چرا كه زنان با حجاب ايراني در طول 15 سال مبارزه عليه رژيم پهلوي و پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 و متعاقب آن ورود شان به صحنه هاي مختلف اجتماعي و سياسي اداره ي جامعه ثابت كرده اند كه نه تنها حجاب به هيچ وجه مانعي براي پيشرفت نيست ، بلكه خود عامل پيشرفت بوده است .
كشف حجاب به دوره اي از تاريخ معاصر ايران اطلاق مي شود كه در آن حكومت سعي داشت با اظهار اين بهانه كه حجاب دشمن ترقي زنان ايراني و بي حجابي پل پيشرفت شان است ، پرده از حريم خصوصي زنان برداشته و با رواج بي حجابي در جامعه به اهداف سياسي و فرهنگي ضدّ ديني خود نائل شود . غافل از اينكه از گذشته ي دور ، زنان ايراني ، خود ، خواهان حجاب – به معناي عام – و حفظ حريم شان بوده اند . روزنامه ي شكوفه ، اولين روزنامه ي زنان در ايران ، درباره ي رواج برخي ناهنجاري ها در جامعه چنين نوشته است :
« اين چه رفتار و حركاتي است كه بعضي از زن ها يا بعضي از مردها دارند ... ؟ به چه طريقه و مذهب صحيح است كه در معبر عام ، قرق اسلامي را شكسته ، پرده ي اسلام را دريده ، بدون پرده و حجاب ، فتح هر باب كرده و بر ضدّ آيه ي شريفه ( و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن ) ؛ بايد ظاهر نسازيد زيور و زينت هاي خودتان را مگر از براي شوهران خودتان ؛ خانم ها هر چند زيور و زينت و لباس هاي شيك و خودسازي دارند ، از براي مرد هاي نامحرم در بازارها و خيابان ها و معبرها دارند . با آن حركات و سكنات مخصوص و از اين زن ها بدتر ، آن جوانان بي غيرت ، بي عصمت و لا مذهب مي باشند كه خودشان را مانند زنان مي سازند و هيچ شرم و حيا از خدا نمي كنند و از مردم خجالت نمي كشند ... »
اين مقاله به بررسي ابعاد مختلف تصويب و اجراي قانون كشف حجاب در ايران و چگونگي مخالفت علما و روحانيت و مقاومت ملت ايران در برابر اين پديده ي ضدّ ديني مي پردازد . نگارنده اميد دارد در ادامه بتواند تحليل جامعي از ديگر برهه هاي تاريخ معاصر ايران كه زمينه ساز بروز يك انقلاب مردمي اسلامي در ايران شد – نظير تصويب قانون انجمن هاي ايالتي و ولايتي ، كاپيتولاسيون و ... – را پيش روي همگان قرار دهد.
آغاز
عليرغم اين تصور كه همگان رضا شاه را باني بناي حجاب زدايي از جامعه ي ايراني مي دانند ، نگارنده معتقد است كه اين تفكر به دوران مشروطيت و نهضت روشنفكري دوران قاجار مي رسد و رضا شاه فقط طراح تاكتيك اجراي طرح ، و عمل كننده به انديشه ي فوق بوده است . ( البته اين به معناي غسل تعميد اين فرد نبوده ، چرا كه در ادامه به تشريح اقدامات وي خواهيم پرداخت )
يكي از اين منتقدان حجاب ، ميرزا فتح علي آخوند زاده است . وي در خصوص تمدن غرب معتقد است :
« مردم آسيا حريت كامله را يكبارگي گم كرده اند و از لذت مساوات و نعمت حقوق بشريت كاملاً محرومند . بر شما لازم است كه بزرگ خود (غرب) را بشناسيد ، هميشه به امر و نهي او مطيع باشيد و رسم بندگي و آداب انسانيت را ياد بگيريد .»
آخوند زاده درباره ي حجاب مي گفت : « كساني كه بعد از اين اخلاف ما در دين اسلام ، باني پروتستانتيزم خواهند شد ، آيه ي حجاب را منسوخ خواهند كرد . »
از ديگر طرفداران اين تفكر ...